نمایش نوار ابزار

مشکلات شهرهای کوچک

دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۸

پنج مشکل عمده در شهرهای کوچک ایران

مشکلات شهرهای کوچک

۱ . عدم توجه به ایجاد درآمدهای پایدار

شاید بتوان گفت اصلی‌ترین ابزار مؤثر بر مدیریت و توسعه شهرها،
وجود منابع درآمدی کافی و پایدار جهت تهیه و اجرای برنامه‌های مربوط به مدیریت شهری است. ضعف منابع درآمدی پایدار در بسیاری از شهرهای کوچک سبب ناکارآمدی مالی مدیریت شهری شده و آن‌ها را در اجرای برنامه‌های خود وابسته به منابع درآمدی ناپایدار نموده است. توجه مدیریت شهری و شهرداری‌ها به سازمان‌های بالادست به‌منظور تأمین منابع مالی خود، فروش منابع، امکانات و تجهیزات موجود و… ازجمله درآمدهای ناپایدار مدیریت شهری قلمداد می‌شوند که گرچه می‌توانند در کوتاه‌مدت گره‌گشا باشند ولی در بلندمدت نه‌تنها پاسخگو نبوده بلکه حتی ممکن است مشکل‌ساز نیز شوند. بر این اساس ضروری است شهرداری‌ها و سایر مراجع بالادست و ناظر بر آن‌ها، مدیریت شهری را به‌سوی برنامه‌ریزی برای ایجاد درآمدهای پایدار هدایت کنند. این اقدام گرچه ممکن است در کوتاه‌مدت میسر نشود ولیکن در بلندمدت امکان‌پذیر و راهگشا خواهد بود.

۲ . عدم به‌کارگیری نیروهای متخصص در پست‌های اجرایی و مدیریتی

بسیاری از شهرداری‌های کوچک به‌صورت غیرتخصصی،
فی‌البداهه یا موردی تشکیل‌شده‌اند و جذب نیروهای آن‌ها نیز به‌صورت تخصصی نبوده است. وجود نیروهای با تحصیلات اندک یا غیرتخصصی نه‌تنها به توسعه شهری کمک نخواهد کرد بلکه خود عاملی در جهت ناکارآمدی مدیریت شهرهای کوچک بوده است. خطرناک‌تر از آن به‌کارگیری افراد فاقد تخصص، تجربه و تحصیلات مرتبط در پست‌های مدیریتی شهرداری‌هاست که موجب دور شدن نهاد مدیریت شهری از اهداف مطلوب خود خواهد شد. گرچه در سال‌های اخیر تلاش‌هایی در جهت ضابطه‌مند نمودن به‌کارگیری نیروهای شهرداری صورت گرفته ولیکن به نظر می‌رسد این اقدامات کافی نبوده و نیاز به توجه بیشتری دارد. درعین‌حال ضروری است نهادهای مرتبط با مدیریت شهری فعالیت‌های مربوط به ارتقای سطح علمی و آموزشی کارکنان خود را به‌صورت جدی موردتوجه و تعقیب قرار دهند.

۳ . عدم وجود نگاه جامع به مشکلات شهرهای کوچک

چنین به نظر می‌رسد که در ساختار برنامه‌ریزی و مدیریتی کلان،
نگاه جامعی به مسائل و مشکلات شهرهای کوچک  وجود ندارد. در بسیاری موارد، تبدیل فی‌البداهه روستاها به شهر و تأسیس شهرداری در آن‌ها بدون مستندات فنی و قانونی و مطالعات جامع صورت گرفته است. این عامل خود منجر به در نظر نگرفتن اهداف و برنامه‌های خاصی برای توسعه و آینده این‌گونه شهرها شده است. به‌تبع آن نیز سازوکارهای حمایتی مناسبی از سوی نهادهای فرادست برای این‌گونه شهرها لحاظ نشده و بسیاری از کمک‌های فنی و مالی به شهرداری‌های کوچک به‌صورت موردی (برحسب شهر یا یک موضوع) بوده است. بر این اساس ضروری است تا در برنامه‌های آتی توسعه کشور، تدوین بودجه سالانه، برنامه‌های استانی و… مسائل مربوط به مدیریت مشکلات شهرهای کوچک به‌صورت جدی و در قالب سرفصل‌های مستقلی مدنظر قرار گیرند.

۴ . دخالت بی‌ضابطه شوراهای شهر در عملکرد شهرداری‌ها

ازنظر بسیاری فعالان عرصه مدیریت شهری،
ورود شوراهای شهر به عرصه مدیریتی شهری و واگذاری قدرت تصمیم‌گیری و دخالت در شهرداری‌ها ازجمله مهم‌ترین عوامل تضعیف‌کننده مدیریت شهری در شهرهای کوچک بوده است. ازآنجاکه شوراهای شهر توانایی انتخاب و تغییر شهردار رادارند، ممکن است شهردار به‌نوعی تحت سلطه ایشان قرارگرفته و برنامه‌های شهرداری در جهت منافع اعضای شورای شهر دستخوش تغییر شوند. (برای مثال در بسیاری از شهرها شنیده‌شده است که اعضای شورای شهر به‌صورت ماهیانه مبالغی را به‌صورت حقوق (البته در قالب عنوان قانونی حق جلسه) دریافت می‌دارند و یا شهرداری را وادار به عقد قرارداد به شرکت‌های متعلق به وابستگان خود می‌نمایند و…). بر این مبنا به نظر می‌رسد ضروری است تا نهاد شورای شهر و نهاد شهرداری به‌طور کامل از یکدیگر تفکیک‌شده و اختیارات شوراهای شهر را کاملاً محدود به قانون‌گذاری در امور مربوط به شهر نموده و به شهرداری‌ها شخصیت حقوقی کاملاً مستقلی اعطا کرد. درعین‌حال ضروری است تا نظارت نهادهای فرادست بر نحوه عملکرد شوراها در ساختار مدیریت شهری و شهرداری‌ها افزایش یابد.

۵ . عدم توجه به مشارکت شهروندان در توسعه شهری

به اذعان بسیاری از
محققین عرصه مدیریت شهری، نهاد مدیریت شهری
در کشورهای پیشرفته جهان بر مبنای مشارکت شهروندان در فرایندهای توسعه شهری استوار است
و بدون توجه به مشارکت‌های مردمی بسیاری از برنامه شهری تحقق نخواهند یافت. عدم توجه به مشارکت شهروندان در توسعه شهری نه‌تنها از دلایل عدم موفقیت شهرهای کوچک ایران است بلکه در سایر شهرهای کشور نیز مصداق دارد. این روند را حتی شاید بتوان در خصوص شهرهای کوچک ایران به‌صورت امری معکوس قلمداد کرد، چراکه بسیاری از شهرداری‌های کوچک به‌جای مشارکت دادن شهروندان در توسعه شهری، خود درگیر مسائل خصوصی شهروندان نیز شده و به حل‌وفصل مسائل مردم پرداخته و از وظایف خود نیز بازمی‌مانند. تعریف سازوکارهای صریح و روشن برای مشارکت شهروندان در برنامه توسعه شهری می‌تواند گامی در جهت بهبود عملکرد مدیریت شهرها باشد.

.
.
.
.
بیشتربخوانید:مسکن مهر خار چشم اقشار کم درآمد!!!

مطالب مشابه
دیدگاه ها